الشيخ محمد الصادقي الطهراني
25
نگرشى جديد بر نماز و روزه مسافران ( فارسى )
است . « 1 » تا چه رسد به جايى كه هرگز مهمى هم مطرح نباشد ، زيرا سفر بىخطر و يا بدون حرج و زحمت ، هيچ معارضهاى با تكميل نماز و انجام روزه ندارد ، تا جريان اهم و مهم پيش آيد ، و بالاخره قرآن اصلًا به موضوعيتِ مطلق سفر براى قصر و افطار اشارهاى نكرده ، بلكه تصريح به انحصار قصر و افطار در خوف و يا ضرر نموده است ، در حالى كه اگر بر خلاف موازينِ مذكور ، خودِ سفر نيز موضوعيتى داشت لازم بود مكرراً يا حداقل يك بار ياد شود ، تا در ميان احكام شرعى ، به گونهاى استثنايى جاى خود را باز كند ! و اگر هم سفر در باب روزه ذكر شده ، بر مبناى موضعيت « عسر » براى مسافران زمان نزول آيه است چنان كه خداى متعال مىفرمايد : « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ اليُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » « 2 » « خدا [ نسبت ] به شما [ تكليف ] آسان مىخواهد و [ نسبت ] به شما [ تكليف ] سخت نمىخواهد . » چنان كه همين سفر در باب وضو از مصاديق « فَلَمْ تَجِدوا ماءً » « 3 » مىباشد ، كه مقصود از آن ، نبودن آب در سفرهاى سابق بوده ، چنان كه حكم تيمم براى مريض به علت ناتوانى در استعمال آب در وضو يا غسل ، تشريع شده است . و همان گونه كه در موضوع « كُر » روايات از نظر وزن و مساحت متضادّند ، و حكمش اين است كه « كر » آب زيادى است كه با
--> ( 1 ) - / عقل مطلق نيز اين تقدّم را به وضوح مىپذيرد ، البته استناد ما به عقل در اينجا تنهابر اين مبناست كه عقل فقط وسيلهى دريافت احكام از كتاب و سنّت ، يعنى كاشف حكم الهى است نه اينكه در برابر دو دليل انحصارى كتاب و سنت ، استقلالى داشته باشد و آنان كه عقل را با اجماع ، به عنوان دو دليل مُشرِّع ، همرديف كتاب و سنّت جعل كردهاند ، متأسفانه عملًا براى شارع مقدّس ، شريك قائل شدهاند و بايد توبه كنند ، زيرا قرآن مىفرمايد : « وَ لا يُشْرِكُ في حُكْمِهِ احَداً . » ( 18 : 26 ) « و خدا در حكم - تكوينى و تشريعى - اش احدى را شريك نمىكند . » ( البته عقل و اجماعى كه مخالف قرآن نيست كاشف از حكم كتاب و سنّت است . ) ( 2 ) - / 2 : 185 ( 3 ) - / 5 : 6